عبد الجليل قزوينى رازى

594

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

خاصّكان « 1 » خدااند و أتباع على بو طالب‌اند ، صدّيق اكبر و فاروق اعظم تا بسى و سه هزار مرد از اصحاب رسول خداى كه نام و صفت هريك در توراة و انجيل و زبور مذكورست و علامت « 2 » ايشان موصوف ؛ همه ضالّ و مضلّ بوده‌اند مگر خواجگان رافضى ؛ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى « 3 » چنان كه جهودان گويند : همهء امّت محمّد در دوزخ باشند معما « 4 » كه در توراة نعت و صفت محمّد مىخوانند و جحود مىكنند كه اهل بهشت مائيم كه جهودان گنده بغل و گنده‌دهانيم كه خداى دريا از براى ما بشكافت و دشمن ما را به آب غرقه كرد » . اما جواب اين كلمات نيك فهم بايد كردن تا فايدت حاصل شود . اولا آنچه گفته است كه : « همهء طوايف چون نام صحابيى و بزرگى برآيد « 5 » ترحّم كنند مگر رافضى كه از همه بيزارى جويد » اين حوالتى است بدروغ و تهمتى بىاصل ؛ كه شيعت صحابهء رسول را ترحّم كنند ، و بر اهل بيت صلوة « 6 » فرستند ؛ و از مذهب شيعت اين معنى معلوم است . امّا آنچه دگر باره تكرار كرده است بىفايدت كه : « همه هالك باشند مگر كفشگران در غايش ( تا آخر ) كه مسلمانان را « 7 » بمساوى ياد كرده است » بارها جواب گفتيم كه : نجات و هلاك به شهر و محلّه و پيشه تعلّق ندارد هركس كه مؤمن و مطيع باشد ببهشت شود و گرچه جولاهه و كفشگر باشد ، و بىايمان و بىطاعت مستحقّ دوزخ باشد و گرچه امير و وزير و رئيس محتشم « 8 » باشد و گر صد بار اين شبهت

--> - و دو نسخهء ح د هم ندارند و گويا كلمهء « هندى » مصحف و محرف « قمى » مىباشد زيرا بتصريح مصنف ( ره ) و ساير علماى رجال وى از قم بوده است . ( 1 ) - ع : « و خاصگان » . ( 2 ) - م ب ح د : « و علامات » . ( 3 ) - آيهء 22 سورهء مباركهء النجم ، و استعمال آن در اين قبيل موارد نظر به آنست كه آيهء مباركه حكم مثل جارى را پيدا كرده است . ( 4 ) - « معما » يعنى با آنكه . ( 5 ) - ح د : « بشنوند » و متن كه مطابق هرچهار نسخهء ع م ب ن است دليل است بر اينكه كلمهء « هازآيد » در نسخهء ع كه در سابق گذشت ( ص 593 سطر 6 ) مصحف و محرّف « برآيد » مىباشد . ( 6 ) - م ب ن ح د : « صلوات » . ( 7 ) - « را » فقط در ح د . ( 8 ) - م : « و محتشم » ح د نيز « محتشم » را ندارند .